کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۸ - روا داری که بی روی تو باشم...

1

روا داری که بی روی تو باشم

ز غم باریک چون موی تو باشم

2

همه روز و همه شب معتکف وار

نشسته بر سر کوی تو باشم

3

به جوی تو همه آبی روانست

سزد گر من هواجوی تو باشم

4

اگر چشمم ز رویت باز ماند

به جان جوینده روی تو باشم

5

اگر زلفین چوگان کرد خواهی

مرا بپذیر تا گوی تو باشم

6

به باغ صحبتت دلشاد و خرم

زمانی بر لب جوی تو باشم

7

نگارینا تو با چشم غزالی

رها کن تا غزل گوی تو باشم

متن شعر کپی شد.