کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۳ - دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده ایم...

1

دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده ایم

رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مرده ایم

2

ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو

از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خورده ایم

3

بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش

زرد رخساریم و از جورت به جان آزرده ایم

4

ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز

گویی از روم و خزر نزدت اسیر آورده ایم

5

از برای کشتن ما چند تازی اسب کین

کز جفایت مرده و دل در غمت پرورده ایم

6

تا تولا کرده ایم از عاشقی در دوستیت

چون سنایی از همه عالم تبرا کرده ایم

متن شعر کپی شد.