کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۸ - ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم...

1

ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم

شکر او را به بوسه هر شبی یغما زنیم

2

هم توان از دو لبش شکر زدن یغما ولیک

هر شبی راه لب آن دلبر یغما زنیم

3

ما چو وامق او چو عذرا ما چو رامین او چو ویس

رطل زیبد در چنین حالی اگر صهبا زنیم

4

شخص را می وار هر شب در بر ویس افگنیم

بوسه وامق وار هر دم بر لب عذرا زنیم

5

بر بخفتن گاه صحبت در بر ما افگند

لب به بوسه گاه عشرت بر لب او ما زنیم

6

خوش بدست امروز و دی با آن نگارین عیش ما

خوشتر از امروز و دی فردا و پس فردا زنیم

7

گر وصال او به جور از ما ستاند روزگار

دست در عدل غیاث الدین والدنیا زنیم

متن شعر کپی شد.