غزل · سنایی
غزل شماره ۲۹۴ - جانا نخست ما را مرد مدام گردان...
1
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وانگه مدام در ده مست مدام گردان
2
بر ما چو از لطافت مل را حلال کردی
بر خصم ما ز غیرت گل را حرام گردان
3
دارالغرور ما را دارالسرور کردی
درالملام ما را دارالسلام گردان
4
خامند و پخته مانا تو دو شراب داری
در خام پخته گردان در پخته خام گردان
5
ناهید زخمه زن را از لحنه سیر کردی
بهرام تیغ زن را از جام رام گردان
6
ما را به نام خود کن زان پس چنانکه خواهی
یا هوشیار دفتر یا مست جام گردان
7
اکنون که روی ما را از غم چو کاه کردی
از عکس روی می را بیجاده فام گردان
8
خواهی که نسر طایر پران به دامت افتد
از جزع دانه کردی از مشک دام گردان
9
گمنام کرد ما را یک جام باده تو
در ده دو جام دیگر ما را چو نام گردان
10
از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جان
هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
11
خواهی که گر سنایی گردد سمایی از عز
پیش غلام و دربان او را غلام گردان