غزل · سنایی
غزل شماره ۳۰۲ - قومی که به افلاس گراید دل ایشان...
1
قومی که به افلاس گراید دل ایشان
جز کوی حقیقت نبود منزل ایشان
2
وقتی که شود کار برایشان همه مشکل
جز باده بگو حل که کند مشکل ایشان
3
گر چند قدیمست خلاف گل و آتش
با آتش عشق ست موافق گل ایشان
4
با قافله مفلسی و مرحله عشق
جز بار ملامت نکشد محمل ایشان
5
پیدا ز صفاتست و نهانست معانی
در نفس عزیز و نفس مقبل ایشان
6
جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیست
پیرایه و سرمایه جان و دل ایشان