غزل · سنایی
غزل شماره ۳۰۶ - تخم بد کردن نباید کاشتن...
1
تخم بد کردن نباید کاشتن
پشت بر عاشق نباید داشتن
2
ای صنم ار تو بخواهی بنده را
زین سپس دانی نکوتر داشتن
3
چند ازین آیات نخوت خواندن
چند ازین رایات عجب افراشتن
4
نقش چین باید ز سینه محو کرد
صورت مهر و وفا بنگاشتن
5
چند ازین شاخ وفاها سوختن
چند ازین تخم جفاها کاشتن
6
خوب نبود بر چو من بیچاره ای
لشکر جور و جفا بگماشتن
7
زشت باشد با چو من درمانده ای
شرط و رسم مردمی نگذاشتن
8
در صف رندان و قلاشان خویش
کمترین کس بایدم پنداشتن