غزل · سنایی
غزل شماره ۳۰۸ - چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن...
1
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن
2
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پرده ایمان کردن
3
ای گل باغ الاهی ز که آموخته ای
دیده ها را به دو رخسار گلستان کردن
4
خاک در دیده خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن