غزل · سنایی
غزل شماره ۳۱۰ - ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن...
1
ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
نور معنی را ز دعوی در میان زنار زن
2
بر سر کوی خرابات از تن معشوق هست
صدهزاران بوسه بر خاک در خمار زن
3
قیل و قال لایجوز از کوی دل بیرون گذار
بر در همت ز هستی پس قوی مسمار زن
4
تا تویی با تو نیایی خویشتن رنجه مدار
بر در نادیده معنی خیمه اسرار زن
5
نوش شهد از پیش آن در زهر قاتل بار کن
طمع از روی حقیقت پیش زهر مار زن
6
چون به نامحرم رسی بدروز و کافر رنگ باش
بر طراز رنگ ظاهر نام را طرار زن