کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۱ - ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن...

1

ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن

در مسلمانی قدم با مرد دعوی دار زن

2

ور تو از اخلاص خواهی تا چو زر خالص شوی

دیده اخلاص را چون طوق بر زنار زن

3

پی به قلاشی فرو نه فرد گرد از عین ذات

آتش قلاشی اندر ننگ و نام و عار زن

4

درد سوز سینه را وقت سحر بنشان ز درد

وز پی دردی قدم با مرد دردی خوار زن

5

عالم سفلی که او جز مرکز پرگار نیست

چون درین کوی آمدی تو پای بر پرگار زن

6

خانه خمار اگر شد کعبه پیش چشم تو

لاف از لبیک او در خانه خمار زن

7

ورت ملک و ملک باید پای در تحقیق نه

ورت جاه و مال باید دست در اسرار زن

8

ور نخواهی تا چو فرعون لعین گردی تو خوار

پس چو ابراهیم پیغمبر قدم در نار زن

متن شعر کپی شد.