کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۳ - ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن...

1

ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن

2

طبل از هستی خویش اندر جهان تاکی زنی

بر در هستی یکی از نیستی مسمار زن

3

با می تلخ مغانه دامن افلاس گیر

آز را بر روی آن قرای دعوی دار زن

4

زاهدان ار تکیه بر زهد و صیام خود کنند

تو چو مردان تکیه بر خمر و در خمار زن

5

دور شو از صحبت خود بر در صورت پرست

بوسه بر خاک کف پای ز خود بیزار زن

6

چون خوری می با حریف محرم پر درد خور

چون زنی کم با ندیم زیرک هشیار زن

7

گر برون هفت چرخ و چار طبع ست این سخن

بارگاهش هم برون از هفت و هشت و چار زن

8

تا تو اندر بند طبع و دهر و چرخ و کوکبی

کی بود جایز که گویی دم قلندوار زن

9

قیل و قال و دانش و تیمار پندار رهند

خاک بر چشم همه تیماره پندار زن

متن شعر کپی شد.