غزل · سنایی
غزل شماره ۳۲۰ - ای دوست ره جفا رها کن...
1
ای دوست ره جفا رها کن
تقصیر گذشته را قضا کن
2
بر درگه وصل خویش ما را
با حاجب بارت آشنا کن
3
در صورت عشق ما نگارا
بدخویی را ز خود جدا کن
4
آخر روزی برای ما زی
آخر کاری برای ما کن
5
ماها تو نگار خوش لقایی
با ما دل خویش خوش لقا کن
6
من دل کردم ز عشق یکتا
تو رشته دوستی دو تا کن
7
اکنون که تو تشنه بلایی
راضی شده ام هلا بلا کن
8
ورنه تو که سغبه جفایی
تن در دادم برو جفا کن
9
در جمله همیشه با سنایی
کاری که کنی تو بی ریا کن