غزل · سنایی
غزل شماره ۳۲۷ - ساقیا برخیز و می در جام کن...
1
ساقیا برخیز و می در جام کن
در خرابات خراب آرام کن
2
آتش ناپاکی اندر چرخ زن
خاک تیره بر سر ایام کن
3
صحبت زنار بندان پیشه گیر
خدمت جمشید آذرفام کن
4
با مغان اندر سفالی باده خور
دست با زردشتیان در جام کن
5
چون ترا گردون گردان رام کرد
مرکب ناراستی را رام کن
6
نام رندی بر تن خود کن درست
خویشتن را لاابالی نام کن
7
خویشتن را گر همی بایدت کام
چون سنایی مفلس خودکام کن