غزل · سنایی
غزل شماره ۳۳۰ - چشمکان پیش من پر آب مکن...
1
چشمکان پیش من پر آب مکن
دلم از عاشقی کباب مکن
2
ریگ را پیش چشم رود مکن
رود را پیش دل سراب مکن
3
به کس از ابتدا رسول مباش
رقعه ای آیدت جواب مکن
4
به صبوری توان رسید به دوست
به هم اندر مزن شتاب مکن
5
نه خدایی چنین مجیب مباش
دعوت خلق مستجاب مکن
6
با سنایی چنین توانی بود
ور نه شو خویشتن عذاب مکن