غزل · سنایی
غزل شماره ۳۴۶ - ای جهانی پر از حکایت تو...
1
ای جهانی پر از حکایت تو
گه ز شکر و گه از شکایت تو
2
برگشاده به عشق و لاف زبان
خویشتن بسته در حمایت تو
3
ای امیری که بر سپهر جمال
آفتابست و ماه رایت تو
4
هست بی تحفه نشاط و طرب
آنکه او نیست در حمایت تو
5
هر سویی تافتم عنان طلب
جز عنانیست بی عنایت تو
6
جان و دل را همی نهیب رسد
زین ستمهای بی نهایت تو
7
ای همه ساله احسن الحسنی
در صحیفه جمال آیت تو
8
در وفا کوش با سنایی از آنک
چند روزست در ولایت تو