غزل · سنایی
غزل شماره ۳۵۰ - حلقه ارواح بینم گرد حلقه گوش تو...
1
حلقه ارواح بینم گرد حلقه گوش تو
آفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو
2
بی دلان را نرگس گویای تو خاموش کرد
عاشقان را کرد گویا پسته خاموش تو
3
تلخ نو شیرین ترست از شهد و شکر وقت کین
چون بود هنگام صلح و وصل رویت نوش تو
4
خواب خرگوش آمد از تو عاشقانت را نصیب
زین قبل سخره کند بر شیر و بر خرگوش تو
5
مرغ وار اندر هوای تو همی پرد دلم
بر امید آنکه سازد آشیان آغوش تو