غزل · سنایی
غزل شماره ۳۵۱ - ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو...
1
ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
وی داد و ستد ز سیم و سنگ تو
2
ای آفت و راحت شب و روزم
چشم و دهن فراخ و تنگ تو
3
بر نافه مشک و باغ گل دایم
حقد و حسدی ز بوی و رنگ تو
4
عذر تو اگر چه لنگ من پیوست
خرسند شدم به عذر لنگ تو
5
خون جگرم چو نافه آهو
از حسرت خط مشک رنگ تو