غزل · سنایی
غزل شماره ۳۵۶ - عاشقم بر لعل شکرخای تو...
1
عاشقم بر لعل شکرخای تو
فتنه ام بر قامت رعنای تو
2
ماه بر راه اوفتاد از روی تو
سرو شرمنده شد از بالای تو
3
پوست در تن خشک دارم همچو چنگ
از هوای چنگ روح افزای تو
4
جان من شد مسکن رنج و بلا
تا دل مسکین من شد جای تو
5
مرده را زنده کنی ز آوای خویش
پس دم عیسی شدست آوای تو
6
باز بنما روی خود ایماهروی
گر پی وصلت بود سودای تو
7
تو دهی بوسه همی بر چنگ خویش
من دهم بوسه همی بر پای تو
8
گر سنایی گه گهی توبه کند
توبه او بشکند لبهای تو