غزل · سنایی
غزل شماره ۳۶۹ - من نه ارزیزم ز کان انگیخته...
1
من نه ارزیزم ز کان انگیخته
من عزیزم از فلک بگریخته
2
چرخ در بالام گوهر تافته
طبع در پهنام عنبر بیخته
3
آسمان رنگم ولیک از روی شکل
آفتابی از هلال آویخته
4
از برای کسب آب روی خویش
آبروی خود به عمدا ریخته
5
از برای خدمت آزادگان
با همه کس همچو آب آمیخته