غزل · سنایی
غزل شماره ۳۷۴ - ای من مه نو به روی تو دیده...
1
ای من مه نو به روی تو دیده
واندر تو ماه نو بخندیده
2
تو نیز ز بیم خصم اندر من
از دور نگاه کرده دزدیده
3
بنموده فلک مه نو و خود را
در زیر سیاه ابر پوشیده
4
تو نیز مه چهارده بنمای
بردار ز روی زلف ژولیده
5
کی باشد کی که در تو آویزم
چون در زر و سیم مرد نادیده
6
تو روی مرا به ناخنان خسته
من دو لب تو به بوسه خاییده
7
ای تو چو پری و من ز عشق تو
خود را لقبی نهاده شوریده