غزل · سنایی
غزل شماره ۳۷۸ - از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله...
1
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
بی خواب و بی قرارم چون بر گلت کلاله
2
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان
تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
3
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم
آری نکو نماید بر روی لاله ژاله
4
دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من
گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله
5
مهمان حسن داری سیر از پی خرد را
مر تشنگان خود را ندهی یک پیاله