غزل · سنایی
غزل شماره ۳۸۰ - پر کن صنما هلاقنینه...
1
پر کن صنما هلاقنینه
زان آب حیات راستینه
2
زان می که چو از خم سفالین
تحویل کند در آبگینه
3
حاجی به شعاع او به شب در
تا مکه ببیند از مدینه
4
آن دل که بیافت قبله ای زان
بهتر ز حدائق و سکینه
5
آن دل شود از لطافت حق
اوصاف طرایف خزینه
6
یکسان شود آنگهی بر او بر
مرغ و بره و غم جوینه
7
حیران شود او میان اصلاب
چون کبک دری میان چینه
8
گر نفس تو در ره خداوند
چون خوک و چو خرس شد سمینه
9
گر زان که شوی ز نصرت حق
ماننده نوح در سفینه
10
گر روی کنی سوی سنایی
چون پسته خوری تو شکرینه