کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۰ - ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی...

1

ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی

برخاسته از راه تو چونی و چرایی

2

با جزع تو و لعل تو بر درگه حسنت

عیسی به تعلم شده موسی به گدایی

3

پیش تو همی گردم در خون دو دیده

می بینی و می پرسی ای خواجه کجایی

4

گفتی که چه می سازی بی صبر دل و جان

جانا چه توان ساخت بدین رخت و کیایی

5

آنکس که به سودای تو از خود نشود دور

سستست به کار خود چون بت به خدایی

6

از جمع غلامان تو حقا که درین شهر

یک بنده ترا نیست به مانند سنایی

متن شعر کپی شد.