کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۴ - عشق و شراب و یار و خرابات و کافری...

1

عشق و شراب و یار و خرابات و کافری

هر کس که یافت شد ز همه اندهان بری

2

از راه کج به سوی خرابات راه یافت

کفرش همه هدی شد و توحید کافری

3

بگذاشت آنچه بود هم از هجر و هم ز وصل

برخاست از تصرف و از راه داوری

4

بیزار شد ز هر چه بجز عشق و باده بود

بست او میان به پیش یکی بت به چاکری

5

برخیز ای سنایی باده بخواه و چنگ

اینست دین ما و طریق قلندری

6

مرد آن بود که داند هر جای رای خویش

مردان به کار عشق نباشند سر سری

متن شعر کپی شد.