کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۶ - تو آفت عقل و جان و دینی...

1

تو آفت عقل و جان و دینی

تو رشک پری و حور عینی

2

تا چشم تو روی تو نبیند

تو نیز چو خویشتن نبینی

3

ای در دل و جان من نشسته

یک جال دو جای چون نشینی

4

سروی و مهی عجایب تو

نه بر فلک و نه بر زمینی

5

بی روی تو عقل من نه خوبست

در خاتم عقل من نگینی

6

بر مهر تو دل نهاد نتوان

تو اسب فراق کرده زینی

7

گه یار قدیم را برانی

گه یار نوآمده گزینی

8

این جور و جفات نه کنونست

دیریست بتا که تو چنینی

9

ای بوقلمون کیش و دینم

گه کفر منی و گاه دینی

متن شعر کپی شد.