کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۷ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی...

1

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

شور در میراث خواران بنی آدم زنی

2

بارنامه بی نیازی برگشایی تا به کی

آتش اندر بار مایه کعبه و زمزم زنی

3

صدهزاران جان متواری در آری زیر زلف

چون به دو کوکب کمند حلقه ها را خم زنی

4

بر سر آزادگان نه تاج گر گوهر نهی

بر سر سوداییان زن تیغ گر محکم زنی

5

تیغ خویش از خون هر تر دامنی رنگین مکن

تو چو رستم پیشه ای آن به که بر رستم زنی

6

در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق

غمزه بر هم زن یکی تا خلق را بر هم زنی

7

پاکبازان جهان چون سوخته نفس تواند

خام طمعی باشد ار با خام دستان دم زنی

8

ما به امیدی هدف کردیم جان چون دیگران

تا چو تیر غمزه سازی بر سنایی هم زنی

متن شعر کپی شد.