رباعی · سنایی
رباعی شماره ۲۳ - تا بشنیدم که گرمی از آتش تب...
1
تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب
2
مرگست ندیمم از فراقت همه شب
تب با تو و مرگ با من این هست عجب
رباعی · سنایی
تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب
مرگست ندیمم از فراقت همه شب
تب با تو و مرگ با من این هست عجب