رباعی · سنایی
رباعی شماره ۱۸۶ - ای خورشیدی که نورت از روی امید...
1
ای خورشیدی که نورت از روی امید
گفتم که به صدر ما نماند جاوید
2
ناگه به چه از باد اجل سرد شدی
گر سرد نگردد این نگارین خورشید
رباعی · سنایی
ای خورشیدی که نورت از روی امید
گفتم که به صدر ما نماند جاوید
ناگه به چه از باد اجل سرد شدی
گر سرد نگردد این نگارین خورشید