غزل · وحشی
غزل ۱ - آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ...
1
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
2
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
3
کرده ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
4
رفتی و باز نمی آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ
5
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ