کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳ - راندی ز نظر، چشم بلا دیده ما را...

1

راندی ز نظر، چشم بلا دیده ما را

این چشم کجا بود ز تو، دیده ما را

2

سنگی نفتد این طرف از گوشه آن بام

این بخت نباشد سر شوریده ما را

3

مردیم به آن چشمه حیوان که رساند

شرح عطش سینه تفسیده ما را

4

فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند

این عرصه شطرنج فرو چیده ما را

5

هجران کسی، کرد به یک سیلی غم کور

چشم دل از تیغ نترسیده ما را

6

ما شعله شوق تو به صد حیله نشاندیم

دامن مزن این آتش پوشیده ما را

7

ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند

خرسند کن از خود دل رنجیده ما را

8

با اشک فرو ریخت ستمهای تو وحشی

پاشید نمک، جان خراشیده ما را

متن شعر کپی شد.