کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴ - چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را...

1

چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را

در ته دوزخ افکنم جان پر اضطراب را

2

تافته عشق دوزخی ز اهل نصیحت اندرو

بر من و دل گماشته سد ملک عذاب را

3

شوق ، به تازیانه گر دست بدین نمط زند

زود سبک عنان کند صبر گران رکاب را

4

آنکه خدنگ نیمکش می خورم از تغافلش

کاش تمام کش کند نیمکش عتاب را

5

خیل خیال کیست این کز در چشمخانه ها

می کشد اینچنین برون خلوتیان خواب را

6

می جهد آهم از درون پاس جمال دار، هان

صرصر ما نگون کند مشعل آفتاب را

7

وحشی و اشک حسرت و تف هوای بادیه

آب ز چشم تر بود ره سپر سراب را

متن شعر کپی شد.