کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۷ - طی زمان کن ای فلک ، مژده وصل یار را...

1

طی زمان کن ای فلک ، مژده وصل یار را

پاره ای از میان ببر این شب انتظار را

2

شد به گمان دیدنی، عمر تمام و ، من همان

چشم به ره نشانده ام جان امیدوار را

3

هم تو مگر پیاله ای، بخشی از آن می کهن

ور نه شراب دیگری نشکند این خمار را

4

شد ز تو زهر خوردنم مایه رشک عالمی

بسکه به ذوق می کشم این می ناگوار را

5

نیم شرر ز عشق بس تا ز زمین عافیت

دود بر آسمان رسد خرمن اعتبار را

6

وحشی اگر تو عاشقی کو نفس تورا اثر

هست نشانه ای دگر سینه داغدار را

متن شعر کپی شد.