غزل · وحشی
غزل ۸ - خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را...
1
خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
چون قد خود بلند کن پایه قدر ناز را
2
عشوه پرست من بیا، می زده مست و کف زنان
حسن تو پرده گو بدر پردگیان راز را
3
عرض فروغ چون دهد مشعله جمال تو
قصه به کوتهی کشد شمع زبان دراز را
4
آن مژه کشت عالمی تا به کرشمه نصب شد
وای اگر عمل دهی چشم کرشمه ساز را
5
نیمکش تغافلم کار تمام ناشده
نیم نظر اجازه ده نرگس نیم باز را
6
وعده جلوه چون دهی قدوه اهل صومعه
در ره انتظار تو فوت کند نماز را
7
وحشیم و جریده رو کعبه عشق مقصدم
بدرقه اشک و آه من قافله نیاز را