کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۲ - عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را...

1

عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را

این بس که ضایع می کنی برمن جفای خویش را

2

لطفی که بد خو سازدم ناید به کار جان من

اسباب کین آماده کن خوی ملال اندیش را

3

هر چند سیل فتنه گر چون بخت باشد ور رسی

کشتی به دیوار آوری ویرانه درویش را

4

بر کافر عشق بتان جایز نباشد مرحمت

بی جرم باید سوختن مفتی منم این کیش را

5

عشقم خراش سینه شد گو لطف تو مرهم منه

گر التفاتی می کنی ناسور کن این ریش را

6

چون نیش زنبورم به دل گو زهر می ریز از مژه

افیون حیرت خورده ام زحمت ندانم نیش را

7

با پادشاه من بگو وحشی که چون دور از تو شد

تاریخ برخوان گه گهی خوبان عهد خویش را

متن شعر کپی شد.