کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۵ - هست امید قوتی بخت ضعیف حال را...

1

هست امید قوتی بخت ضعیف حال را

مژده یک خرام ده منتظر وصال را

2

گوشه ناامیدیم داد ز سد بلا امان

هست قفس حصار جان مرغ شکسته بال را

3

رشحه وصل کو کزو گرد امید نم کشد

وز نم آن برآورم رخنه انفصال را

4

نیم شبان نشسته جان ، بر در خلوت دلم

منتظر صدای پا مهد کش خیال را

5

من که به وصل تشنه ام خضر چه آبم آورد؟

رفع عطش نمی شود تشنه این زلال را

6

دل ز فریب حسن او بزم فسوس و اندرو

انجمنی به هر طرف آرزوی محال را

7

وحشی محو مانده را قوت شکر وصل کو

حیرت دیده گو به گو عذر زبان لال را

متن شعر کپی شد.