کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۸ - ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا...

1

ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا

پیدا شده فتیله زخم نهان مرا

2

تا زد به نام من غم او قرعه جنون

شد پاره پاره قرعه صفت استخوان مرا

3

عمری به سر سبوی حریفان کشیده ام

هرگز ندیده است کسی سرگران مرا

4

از یک نفس برآر ز من دود شمعسان

نبود اگر به بزم تو ، بند زبان مرا

5

وحشی ببین که یار به عشرت سرا نشست

بیرون در گذاشت به حال سگان مرا

متن شعر کپی شد.