غزل · وحشی
غزل ۲۲ - سد حیف از محبت بیش از قیاس ما...
1
سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
با بیوفای حق وفا ناشناس ما
2
بودی به راه سیل بسی به که راه او
طرح بنای عشق محبت اساس ما
3
عیبش کنند ناگه و باشد به جای خویش
گو دور دار اطلس خویش از پلاس ما
4
ما را به دست رشک مده خود بکش به جور
اینست از مروت تو التماس ما
5
کفران نعمتش سبب قطع وصل شد
زینش بتر سزاست دل ناسپاس ما
6
ترسم که نایدش به نظر بند پاره نیز
دارد اگر نگاه تو زینگونه پاس ما
7
وحشی ازین عزا بدرآییم ، تا به کی
باشد کهن پلاس مصیبت لباس ما