غزل · وحشی
غزل ۲۵ - ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما...
1
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما
2
از تیغ بی ملاحظه آه ما بترس
اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما
3
در آه ما نهفته خزان و بهار حسن
تاثیرهاست با نفس گرم و سرد ما
4
رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگری
کردست اینچنین و ندیدست گرد ما
5
سد لعب بلعجب شد و سد نقش بد نشست
تا ریختیم با تو، بد افتاد نرد ما
6
وحشی گرفت خاطر ما از حریم دیر
رفتیم تا کجاست دگر آبخورد ما