کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۶ - دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها...

1

دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها

به نومیدی کشید آخر همه امیدواریها

2

رقیبان را ز وصل خویش تا کی معتبر سازی

مکن جانا که هست این موجب بی اعتباریها

3

به اغیار از تو این گرم اختلاطیها که من دیدم

عجب نبود اگر چون شمع دارم اشکباریها

4

به سد خواری مرا کشتی وفا داری همین باشد

نکردی هیچ تقصیر، از تو دارم شرمساریها

5

شب غم کشت ما را یاد باد آن روز خوش وحشی

که می کرد از طریق مهر ما را غمگساریها

متن شعر کپی شد.