غزل · وحشی
غزل ۳۰ - گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب...
1
گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب
2
گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد
چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب
3
به آه و ناله شبها اسیرم کرد و فارغ شد
چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب
4
به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش
بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب