غزل · وحشی
غزل ۳۱ - مژده وصل توام ساخته بیتاب امشب...
1
مژده وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
2
گریه بس کرده ام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
3
دورم از خاک در یار و ، به مردن نزدیک
چون کنم چاره من چیست در این باب امشب
4
بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق
نفسی گرم نشد دیده احباب امشب
5
شمع سان پرگهر اشک کناری دارم
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب