کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۳ - کسی خود جان نبرد از شیوه چشم فسون سازت...

1

کسی خود جان نبرد از شیوه چشم فسون سازت

دگر قصد که داری ای جهانی کشته نازت

2

نمی دانم که باز ای ابر رحمت بر که می باری

که بینم در کمینگاه نظر سد ناوک اندازت

3

همای دولتی تا سایه بر بام که اندازی

خوشا بخت بلندی را که سوی اوست پروازت

4

چه گفتم ، اله ، اله آنچنان سرکش نیفتادی

که آساید کسی در سایه سرو سرافرازت

5

من آن روز آستان بوسیدم و بار سفر بستم

که سر درخانه جان کرد عشق خانه پردازت

6

ز وحشی فاش شد رازی که حسنت داشت پنهانی

بکش او را که اشک و آه او کردند غمازت

متن شعر کپی شد.