غزل · وحشی
غزل ۳۴ - این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست...
1
این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
2
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم
باعث خوشحالی جان غمین من کجاست
3
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین
رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست
4
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند
آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست
5
محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا
مایه عیش دل اندوهگین من کجاست