کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۸ - بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است...

1

بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است

سلخ ماه دگر و غره ماه دگر است

2

آنکه در باغ دلم ریشه فرو برده ز نو

گرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است

3

توتی ما که به غیر از قفس تنگ ندید

این زمان بال فشان بر سر تنگ شکر است

4

بشتابید و به مجروح کهن مژده برید

که طبیب آمد و در چاره ریش جگر است

5

آنکه بیند همه عیبم نرسیدست آنجا

که هنرها همه عیب و همه عیبی هنراست

6

از وفای پسران عشق مرا طالع نیست

ورنه از من که در این شهر وفادارتر است ؟

7

وحشی عاقبت اندیش از آنسو نروی

که از آن چشم پرآشوب رهی پرخطر است

متن شعر کپی شد.