کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۰ - خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است...

1

خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است

سخن به رمز بگویم که غیر، غماز است

2

که بر خزانه این رازهای پنهان زد؟

که قفل تافته افتاده است و در باز است

3

به اعتماد کس ای غنچه راز دل مگشای

که بلبل تو به زاغ و زغن هم آواز است

4

نه زخم ماست همین از کمان دشمن و بس

که دوست نیز کمان ساز و ناوک انداز است

5

زمان قهقهه کبک ، خوش دراز کشید

مجال گریه خونین و چنگل باز است

6

حذر ز وحشت این آستانه کن وحشی

غبار بال بر افشان که وقت پرواز است

متن شعر کپی شد.