کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۳ - خوار می کن ، زار می کش، منتت بر جان ماست...

1

خوار می کن ، زار می کش، منتت بر جان ماست

خواری ظاهر گواه عزت پنهان ماست

2

چشم ظاهر بین بر آزار است وای ار بنگرد

این گلستانها که پنهان زیر خارستان ماست

3

ترک ما کردی و مهر و لطف بیعت با تو کرد

ناز و استغنا ولی هم عهد و هم پیمان ماست

4

بی رضای ماست سویت آمدن از ما مرنج

این نه جرم ما گناه پای نافرمان ماست

5

بر وجود ما طلسمی بسته حرمان درت

کانچه غیر از ماست دیوار و در زندان ماست

6

تلخ داروی است زهر چشم و ترک نوشخند

لیکن آن دردی که ما داریم این درمان ماست

7

عقل را با عشق و عاشق را به سامان دشمنیست

بی خرد وحشی که در اندیشه سامان ماست

متن شعر کپی شد.