کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۴ - امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست...

1

امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست

عذری که او نخواست، تبسم ، نهفته خواست

2

من بنده نگه که به سد شرح و بسط گفت

حرف عنایتی که تبسم، نگفته خواست

3

از نوک غمزه سفته شد و خوب سفته شد

درهای راز هم که نگاهش نسفته خواست

4

لطف آمد و تلافی سد ساله می کند

خشم ارچه کرد هر چه در این یک دو هفته خواست

5

بارد به وقت خود همه باران التفات

ابر عنایتی که ریاضی شکفته خواست

6

دل را نوید کاتش خوی تو پاک سوخت

خار و خسی کش از سر آن کوی رفته خواست

7

شکر خدا را که مرد به بیداری فراق

وحشی کسی که دیده بخت تو خفته خواست

متن شعر کپی شد.