غزل · وحشی
غزل ۴۵ - یار ما بی رحم یاری بوده است...
1
یار ما بی رحم یاری بوده است
عشق او با صعب کاری بوده است
2
لطف او نسبت به من این یک دو سال
گر شماری یک دوباری بوده است
3
تا به غایت ما هنر پنداشتیم
عاشقی خود عیب و عاری بوده است
4
لیلی و مجنون به هم می بوده اند
پیش ازین خوش روزگاری بوده است
5
می شنیدم من که این وحشی کسیست
او عجب بی اعتباری بوده است