غزل · وحشی
غزل ۴۷ - در دل همان محبت پیشینه باقی است...
1
در دل همان محبت پیشینه باقی است
آن دوستی که بود در این سینه باقی است
2
باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن
کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است
3
از ما فروتنی ست بکش تیغ انتقام
بر خاطر شریفت اگر کینه باقی است
4
نقدینه وفاست همان بر عیار خویش
قفلی که بود بر در گنجینه باقی است
5
وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت
زهد و صلاح و خرقه پشمینه باقی است