کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۸ - ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست...

1

ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست

جان فدایش که به خون ریختن من برخاست

2

می کشیدند ملایک همه چون سرمه به چشم

هر غباری که ترا از سم توسن برخاست

3

خرمن مشک چو بر دور مهت ظاهر شد

دود از جان من سوخته خرمن برخاست

4

وحشی سوخته را بستر سنجاب نمود

هر سحرگه که ز خاکستر گلشن برخاست

متن شعر کپی شد.