غزل · وحشی
غزل ۴۹ - به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست...
1
به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
وفا مصاحب دیرینه محبت ماست
2
تو و خلاف مروت خدا نگه دارد
به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست
3
بسا گدا به شهان نرد عشق باخته اند
به ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست
4
به دیگری نگذاریم ، مرده ایم مگر
نشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست
5
تویی که عزت ما می بری به کم محلی
و گرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست
6
به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیم
کمان ، تو نه به بازوی صبر و طاقت ماست
7
هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزاد
کند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست